دنياي امروز، دنياي سرعت است. همه ميخواهند سريعتر غذا بپزند، سريعتر به سرکار بروند، سريعتر ثروتمند بشوند و البته سريعتر ياد بگيرند. اين خواسته کاملا طبيعي است، بهويژه در جهاني که با فشار يک دکمه تلفن يا رايانه، صبح استراليا در قارهاي دور به شب آمريکا در قارهاي ديگر پيوند ميخورد. پس انتظارات همهي ما از سرعت روزبهروز بالا و بالاتر ميرود. همه طرفدار سرعت هستند. اما آيا اين توقع در همه چيز منطقي خواهد بود؟ مثلا چگونه زبان انگليسي را سريع ياد بگيريم؟ خب روشهاي متعددي وجود دارند که بالاخره يکي از آنها با شيوهي يادگيري ما سازگار است. اما آزمون و خطا کردن روشهاي مختلف براي انتخاب مناسب، بسيار وقتگير است و از سرعت فرايند يادگيري زبان انگليسي ميکاهد. در اين مقاله درمييابيم، چگونه زبان انگليسي را سريع ياد بگيريم و مانند يک بلبل، انگليسي صحبت کنيم؛ البته يک بلبل انگليسي.
علم آموزش و يادگيري زبان انگليسي
زبانآموزي يکي از زمينههاي مهم و مورد توجه دانشمندان است. توانايي آموختن زبان، انسان را از ساير موجودات متمايز ميکند. علم تاکنون در تلاش براي درک عملکرد مغز بسيار موفق بوده است. دانشمندانِ بسياري دربارهي نحوهي زبانآموزي تحقيق کردهاند، اما واقعا انسان چگونه زبان ميآموزد و آن را ميفهمد. مزاياي بسياري در يادگيري زبانهاي خارجي براي مغز وجود دارد. مطالعات و پژوهشهاي مربوط به يادگيري زبانهاي خارجي به ابعاد مختلفي ميپردازند؛ بعضي معطوف به بزرگسالان است و بعضي ديگر به کودکان و فرايند يادگيريشان ميپردازد. با درک چگونگي و چرايي آموزش زبان، مسير ما در سفر يادگيري زبان انگليسي سريعتر و سادهتر ميشود و ميفهميم چگونه زبان انگليسي را سريعتر ياد بگيريم.
1. شنواييتان را تقويت کنيد
روشي رايج براي يادگيري زبان، يادگيري ناخودآگاه و ضمني است. با اين روش، يادگيري زماني حاصل ميشود که هيچ تلاشي نميکنيم. وقتي پشت ميزي مينشينيم و با تمرکز و دقت بالا خواهان يادگيري هستيم، فرايندِ غيراراديِ يادگيري متوقف ميشود. در مقابل وقتي بدون هيچ نيت خاصي براي يادگيري، به موسيقي يا فايلي صوتي يا فيلمي به زبان اصلي گوش ميکنيم، ذهن به شکل ناخودآگاه صداها، لهجهها، لغات و گرامر را جذب ميکند. حتي اگر شما يادداشتبرداري نکنيد يا به زبان انگليسي صحبت نکنيد، پيشزمينهي ذهن شما در پشت پرده مشغول کمکرساني از طريق ثبت و ضبط اطلاعات ناخودآگاه است. حقيقت بسيار جالب اين است که ما از شنيدن واژههايي که معنايشان را نميدانيم هم ياد ميگيريم، حتي زبانهاي ساختگي نظير «زرگري» هم تنها با گوش دادن قابل يادگيري هستند. وقتي به زباني خارجي گوش ميدهيم، بدون تمرکز دقيق براي يادگيري، اطلاعات در ذهن ثبت ميشوند و در بزنگاهها ظاهر ميشوند و به ما کمک ميکنند. علت اين امر، شنيدن الگوهاي زباني است؛ يعني راهي طبيعي براي يادگيري زبان. در اين حالت، اتفاقي مشابه نحوهي يادگيري کودکان رخ ميدهد. کودکان در آغاز يادگيري براي حرف زدن، فقط ميشنوند. آنها ميليونها واژه ميشنوند؛ واژههايي که معنايشان را نميدانند، ولي بعد از مدتي شروع به حرف زدن ميکنند و از تمام آن اطلاعات ناخودآگاه بهره ميبرند. تا جايي که ميتوانيد گوش دهيد، يعني به شکل پيوسته در هر زماني که توانستيد به چيزي به زبان انگليسي گوش فرا دهيد. مثلا در منزل يک فايل انگليسي پخش کنيد. در اوقات فراغت سر کار با هدفون انگليسي گوش کنيد يا هر زمان ديگري. اخبار انگليسي نگاه کنيد، کتابهاي صوتي گوش کنيد. اگر مقدور است با کساني که به زبان انگليسي صحبت ميکنند، معاشرت داشته باشيد و در تمام اين موارد براي يادگيري تلاش نکنيد. فقط اجازه بدهيد گوش شما با واژگان و ترکيبات انگليسي عجين و آشنا شود. مثلا همزمان با شستن ظرفها يا ورزش کردن و هر کار ديگري براي خودتان انگليسي پخش کنيد.

2. شباهتها را دريابيد
يکي از سختترين بخشهاي يادگيري هر زبان جديدي، آشنايي با صداها و آواهاي آن است. مثلا ممکن است در زبان انگليسي آواهايي موجود باشد که در زبان مادري شما به هيچ عنوان استفاده نميشوند. خوشبختانه بشر به گونهاي است که آواهاي جديد را ميشناسد و تفاوتها را به خوبي درک ميکند و ميپذيرد. مثلا چسبيدن دو حرف بيصدا در کنار هم کمي عجيب است، اما ساختارهاي مشترک و توانايي تشخيص آوايي مغزي، استفاده از آنها را به شکل منطقي ممکن ميسازد. توجه کنيد بسياري از واژگان در انگليسي با B و L در کنار هم آغاز ميشوند ( مثل Blink)، خب اين ساختاري است که بهطور طبيعي مغز آن را دريافت و استفاده ميکند. اما Lb ترکيب عجيبي و تلفظ آن سخت و دشوار است و در ساختارهاي آوايي زباني استفاده نميشود. منظور وجود شباهتها و ساختارهاي منطقي مغزي و آوايي است که در تمام زبانها مشترک است و در نتيجه پذيرش ترکيبهاي جديد را در هنگام يادگيري ممکن ميسازد. وقتي مشغول يادگيري زبان انگليسي هستيد، از اين ويژگي طبيعي بهره ببريد. مثلا به واژهاي برميخوريد که نوشتن آن عجيب است و در تلفظ آن شک داريد، سعي کنيد واژه را يک بار تلفظ کنيد و اگر به شکل غيرمنطقي تلفظ آوايي رسيديد، به احتمال بسيار زياد واژه اشتباه است يا املاي درست آن را نميدانيد. در حقيقت مغز ما خودبهخود در تلفظ واژگان جديد و ساختهاي آوايي ما را تصحيح و ياري ميکند.
3. صداهاي جديد را جداگانه بياموزيد
يادگيري زبانهاي جديد مثل انگليسي شيوه عملکرد مغز را تغيير ميدهد، پس سعي کنيد براي پرسشِ چگونه زبان انگليسي را سريع ياد بگيريم، پاسخي بيابيد، چون با يادگيري زبان انگليسي مغز شما شروع به رشد ميکند. پژوهشها نشان ميدهد با يادگيري زبان انگليسي يا ساير زبانهاي خارجي، بخشي از مغز رشد ميکند و بزرگتر ميشود. هر چه اين رشد بيشتر باشد يادگيري ساير زبانها هم سادهتر ميشود. بخش جالب اين پژوهش درباره واکنشهاي مغز نسبت به صداهاي جديد است. مثلا براي يادگيري حروفي مثل L و R در انگليسي، شنوندهي غيربومي در برخي موارد با مشکل مواجه است. مثلا ژاپنيها اين مشکل را دارند، چون براي تلفظ اين صداها دو شکل الفبايي جداگانه ندارند. در نتيجه تنها يک بخش از مغز ژاپنيها به اين دو صداي مجزا واکنش نشان ميدهد. پس قبل از يادگيري زبان انگليسي با صداها و آواهاي آن آشنا شويد و تلفظهاي هر يک را به خوبي ياد بگيريد. بعضي حروف و صداها سختتر هستند، پس روي آنها بيشتر کار کنيد. مثلا همه ما تجربه خندهدار تلفظ «TH» را داشتهايم، تلاش براي بيان درست آن معمولا منجر به فوران مقدار متنابهي بزاق دهان به صورت مخاطب ميشود يا «ع» در زبان عربي که به شکل اصوات عجيب و غريب درميآيد، اما با تکرار و شنيدن و تمرين به راحتي و بدون حرکات محيرالعقول ميتوان اين حروف تازه را تلفظ کرد. ميتوانيد با شنيدن واژهها و حروف جديد به شکل آرام و بخش به بخش به تلفظهاي جديد و دقيق دست پيدا کنيد.
4. از مجموعه واژگان مرتبط کمک بگيريد
وقتي از واژههاي مشابه و مترادف از لحاظ معني کمک ميگيريد، پلي ميان صداي واژهها، تصاوير و شکل آنها ايجاد ميشود. يعني چه؟ مثلا هنگامي که واژهي انگليسي خورشيد را ميآموزيد، در کنار آن واژههاي گرم و داغ و پرتو و… را نيز ياد بگيريد. بعدا هنگام استفاده از واژههاي مذکور، خانوادهي واژههاي مرتبط با آنها سريعا به ذهن شما ميآيند و در حرف زدن و جملهسازي به شما کمک خواهند کرد. دانشمندان دريافتهاند پيدا کردن ارتباط ميان واژهها براي حرف زدن، فرايند يادگيري را ساده و سريع ميکند. اين مسئله از طريق مطالعه زبان ناشنوايان و يادگيري آنها از طريق يافتن ارتباطات ميان علايم ناشنوايي بررسي شده است. پس وقتي يک لغت جديد را ياد ميگيريد، سعي کنيد ارتباطات آن را با واژگان ديگر به ذهن بسپاريد. از دست و بدن خود نيز براي يادگيري استفاده کنيد يا ميتوانيد به جاي نوشتن معناي آنها به شکل حروف، از کشيدن تصاوير بهره ببريد. بهطور کلي با نقاشي کردن يا يافتن واژگان مرتبط از لحاظ معني، واژه را در مغز خود همراه با يک نشانه حفظ ميکنيد.
5. به جاي قوانين و دستورالعملها، الگوها را به خاطر بسپاريد
در يادگيري زبان انگليسي سعي کنيد الگوهاي موجود در زبان را بيابيد و آنها را به خاطر بسپاريد. اگر سالها هم گرامر و دستور زبان بخوانيد، همچنان نميتوانيد به سادگي صحبت کنيد. براي حرف زدن بايد مغز خود را با الگوهاي موجود در زبان آشنا کنيد. به جاي تلاش بيهوده براي حفظ کردن گرامر به مثالها نگاه کنيد. مثلا در آغاز يادگيري همه ميدانند که جملات را چگونه منفي کنند، اما عدهي کمي در هنگام صحبت کردن سريعتر ميتوانند از آن در جملاتشان بهره ببرند. در عوض با تهيهي فهرستي از الگوهاي منفي کردن در مثالها ميتوانيد براي مغز محترمتان شيوه و الگوي منفي کردن را جا بيندازيد.
6. لغتها را در جمله و عبارت ياد بگيريد
بعضي لغتها به تنهايي يک معنا دارند، اما وقتي در عبارات و جملات قرار ميگيرند، معنايي کاملا متفاوت ايجاد ميشود. در زبان انگليسي تعداد اين واژهها خيلي زياد است. پس سعي کنيد به جملات و کاربرد واژهها در آن دقيق شويد. در گذشته زبانشناسان معتقد بودند انسان ابتدا جملات را ميشنود و سپس آنها را به بخشهاي مختلف تقسيم ميکند، اما مطالعات اخير نشان ميدهد توجه مغز دربارهي جملات و عبارات بيشتر به ترتيب لغات است. اين ترتيب و توالي در مغز الگوهايي ايجاد ميکند که حفظ و به خاطرسپاري را سادهتر ميکنند. مصداق اين مسئله در زبان فارسي ترکيبي مثل باد و باران است. توالي به خاطرسپاري واژگان را آسانتر ميکند. حال اگر به هزار و يک دليل زبانشناسي و مغزي جاي اين دو عوض شود به خاطرسپاري و بهکار بردن اين عبارت سختتر ميشود. گذشته از اينها به خاطرسپاري يک لغت تنها خيلي سختتر است، زيرا اغلب لغات تنها يک معني ندارند. اگر لغتي را تنها با يک معنا ميشناسيد لزوما نميتوانيد از آن استفاده کنيد. پس وقتي مشغول يادگيري لغات هستيد، ياد بگيريد چگونه در عبارات و مکالمهها از آنها استفاده ميشود. گاهي حروف اضافه معني افعال را به کلي تغيير ميدهند. پس دوستان زباندوست، اگر ميخواهيد يادگيري زبان برايتان دوستداشتني باشد، لغات را در عبارات بياموزيد. اگر راهکارهاي ظريف را بدانيم، بهطور قطع به سادگي درمييابيم که چگونه زبان انگليسي را سريع ياد بگيريم.
7. يادگيري با موسيقي را فراموش نکنيد
آيا اشعار کودکانهاي مثل «شبا که ما ميخوابيم آقا پليسه بيداره» يا «اتل متل توتوله…» و… را به خاطر داريد. بله، حتما اين اشعار شيرين و بعضا بيمنطق را به ياد داريد. عليرغم اينکه از زمان يادگيري آنها هزاران سال نوري که نه، اما سالها ميگذرد، همچنان در مغز شما جا خوش کردهاند. علت اين است که وقتي کودک هستيم، موسيقي نقش تعيينکنندهاي در يادگيري ما دارد. تکرار شعر و موسيقي به کودکان براي به خاطرسپاري زبان کمک شاياني ميکند. اين مسئله براي بزرگسالان هم صادق است. مهارتهاي زباني موضوعي جدي است و وقتي در کنار موضوعي مفرح چون موسيقي قرار ميگيرد، تأثيرگذاري يادگيري بيشتر ميشود. تحقيقات نشان ميدهد نحوه عملکرد مغز ما در هنگام يادگيري موسيقي و زبان مشابه است. تفکيک صداها در زبانآموزي دقيقا شبيه تفاوت صداهاي آلات موسيقي مختلف است. بهعبارتيديگر، زبان نوعي موسيقي است. يادگيري مهارتهاي زباني با استفاده از موسيقي، روند آموزش را سريعتر و سادهتر ميکند. اشعار و آهنگهاي زيادي براي آموزش زبان انگليسي وجود دارد. به اين اشعار گوش بدهيد و با آنها همخواني کنيد.
براي اين پرسش که چگونه زبان انگليسي را سريع ياد بگيريم، جوابهاي متعددي وجود دارد. برخي از اين روشها سريعتر و برخي طولانيتر عمل ميکنند. با مطالعهي روشهاي مختلف، مناسبترين راه را براي خود انتخاب کنيد و شک نکنيد با ممارست و پايبندي به روشها مثل يک بومي انگليسي صحبت خواهيد کرد. يادگيري زبانهاي خارجي همت ميخواهد و پشتکار. با يادگيري درست يک زبان، امکان يادگيري زبانهاي بيشتر ساده ميشود. کافي است انگليسي را خوب ياد بگيريد تا بعد بتوانيد مثل بلبل فرانسه، اسپانيايي و… را هم بياموزيد. البته يک بلبل فرهيخته و چند زبانه.

معرفی بهترین کتاب آموزش زبان آلمانی
کتاب Speak Out
چگونه زبان آلمانی را سریع یاد بگیریم؟
کتاب Menschen A1.2
تقویت اسپیکینگ بدون کلاس